بازارهای بالقوه مهمترین بخش از رشد آینده هر کسب و کاری است که عبارت است از گروهی
از مصرف کنندگان که سطحی از علاقه را به پیشنهادی از بازار نشان می دهند.
شاید از میزان فعلی و عملکرد خود راضی باشید، اما این به این معنا نیست بازارهای
بالقوه ای برای آینده در اختیار دارید. بلکه با تغییر تمرکز خود بر بازارهای بالقوه کسب و کار خود،
می توانید این آینده را تغییر دهید. این روند موجب سهم بازار بیشتر برای شما در حال حاضر
نمی شود، بلکه کسب اطمیمنانی است از افزایش سهم بازار شما در آینده.
یک بازار بالقوه بخشی از بازار است که در آینده می توانید آن را بدست آورید. این بازار شامل
تمام افرادی می شود که در حال حاضر از شما نمی کنند اما ممکن است مشتری شما
شوند. ممکن است محصولات و کالاهای جدیدی را بخرند که هنوز تولید نکرده اید یا ممکن است
محصولات و کالاهایی را بخرند که در آینده توسعه می دهید، بازاریابی می کنید یا تحت برند خود
یا دیگری معرفی می کنید.
بازار بالقوه خود را باید با استفاده مخاطبین فعلی خود بسنجید. به این منظور باید به بیرون از
مجموعه مخاطبین فعلی رفتی و به دنبال افرادی در یک رنج سنی خاص، جنسیت خاص و
موقعیت اجتماعی و اقتصادی خاصی باشید و نیازهای خاص آنها را مورد بررسی قرار دهید. شاید
در پی توسعه دادن گروهی از افراد باشید که پیش از این به آنها می فروختید یا شاید باید در پی
یافتن گروه هایی باشید که پیش از این اصلا به آنها توجهی نداشتهاید.
به عنوان مثال شرکتی که تنها به رنج سنی 25 تا 55 می فروخته است با یک محصول جدید یا
تغییر یافته شروع به به افراد 18 تا 34 سال بکند.
گفتیم بازار بالقوه بازاری که می توانید در آینده در پی آن باشید و به جد اگر روی آن متمرکز
باشید درآمد آینده شما را تامین خواهد کرد.
با این وجود، بدون تمرکز قادر به کسب درآمد و پول نخواهید بود و البته باید به شدت در مورد این
بازار فکر کنید. تعیین اهداف جدید برای آینده ضروری است. می توانید به فعلی تکیه کنید،
اما این کاری برای آینده شما نمی کند. درک بازار بالقوه اثبات می کند که آینده ای دارید.
تعداد نامحدودی بازار بالقوه وجود دارد. هر بار که یک مشتری جدید پیدا می کنید که قصد
به وی را دارید، در واقع یک بازار بالقوه جدید پیدا کرده اید و البته باید توجه کنید که پیش از
برداشتن قدمی رو به جلو به تمام جوانب آن توجه کرده باشید. با تیم خود جلسه داشته باشید و
به بررسی هر نوع شخصی بپردازید که قصد از شما دارد و هیچ کس را استثناء نکنید.
برای یافتن بازارهای بالقوه برای همه محصولات خود نیاز به صرف زمان بسیار زیادی دارید و این
کار را هر ساله باید تکرار کنید. می توانید محصولات فوق العاده ای بسازید که برای یک بازار
بالقوه جدید جالب باشد، اما باز هم باید به فکر محصول فوق العاده بعدی باشید. با کمک تیم خود
به جستجو ادامه دهید تا هیچ کس و هیچ چیزی را از دست ندهید.
مطمئنا پس از یافتن یک بازار بالقوه کلید اصلی رساندن پیام درست و در زمان درست به
آنهاست.
پس از شناسایی آنها، شناسایی راه ارتباطی درست با آنها درست است. به عنوان مثال
گروههای جمعیتی که به شما کمک می کنند تا محل یافتن خودشان را بیابید، کدام گروه ها هستند؟
حالا که این دو موضوع را در ذهن دارید، رساندن پیام و چگونگی ایجاد یک ارتباط؛ باید طرح
بازاریابی خود برای بازاریابی و به آن بازار بالقوه را شخصی سازی کنید. این کار نه تنها نیاز
به پیام رسانی درست دارد، بلکه نیاز به کانال های بازاریابی و رسانه های درست هم دارد.
همچنین باید بودجه بازاریابی درست را هم در این رابطه تعیین کنید. ورود به بازارهای بالقوه
جدید نیاز برنامه ریزی و مطالعه بسیار زیادی دارد.
ایده اصلی CRM، کمک به بنگاهها برای استفاده از تکنولوژی و منابع انسانی در به دست آوردن دیدی بهتر نسبت به رفتارهای
مشتریان، رقبا و بازار است. در صورتی که یک سیستم CRM بتواند مطابق با ایده بالا عمل کند، سازمان قادر خواهد بود:
• به مدیران ارشد در تصمیمگیریهای کلان شرکت کمک کند
• دانش مشتری را در سازمان ایجاد کند
• فرصتهای بازاریابی و افزایش مییابد
• کارمندان را در عقد سریع تر قراردادهای یاری دهد
• فرایندهای و بازاریابی را تسهیل کند
• بازدهی و اثربخشی مراکز تلفنی تماس با مشتری را افزایش دهد
• مشتریان جدیدی برای خود پیدا کند
• گردش مالی مشتریان خود را افزایش دهد
• پاسخگویی سریعتری به درخواستهای مشتریان داشته باشد
• دریافت بازخورد از مشتری دقیق تر انجام میشود و در نتیجه توسعه خدمات و محصولات جاری شرکت سریعتر انجام میشود.
• هزینههای تبلیغاتی را کاهش دهد
• ارایه محصولات جنبی موثرتر خواهد بود
• شناخت عمیقتری نسبت به مشتری ایجاد میشود.
اجزای مدیریت ارتباط با مشتری
سیستم CRM از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
مشتری (Customer): منظور از مشتری، مصرفکننده نهایی است که در روابط ارزشآفرین، نقش حمایتکننده را دارا میباشد.
روابط (Relationship): منظور از روابط، ایجاد مشتریان وفادارتر و سودمندتر از طریق ارتباطی یاد گیرنده میباشد.
مدیریت (Management): مدیریت عبارت است از خلاقیت و هدایت یک فرایند کسب و کار مشتریمدار و قرار دادن مشتری در مرکز فرایندها و تجارب سازمان.
شواهد نشان میدهد، ورود مدیریت ارتباط با مشتری به عرصهٔ کسب و کار حدود دو دهه قدمت دارد (فرو و پین، ۲۰۰۹). از دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مباحث بازاریابی دچار تغییرات اساسی شدهاست. لویت (۱۹۶۰) در جملهای معروف برای اولین بار بیان داشت که: "هدف بازاریابی ایجاد ارزش برای مشتریان است". پس از پایان جنگ جهانی دوم، اغلب بازارها دچار کمبود عرضه و تقاضا بودند. کارخانجات هر آنچه که میتوانستند بسازند را روانهٔ بازار میکردند تا توازنی میان عرضه و تقاضا ایجاد کنند. در آن زمان خبری از"صدای مشتری"و تطابق محصولات و خدمات با خواستههای مشتریان نبود. این دوران را با نگرش "محصول محوری " میشناسند. از مهمترین پیآمدهای این نگرش میتوان به اثر شلاق گاوی اشاره کرد. در دهه ی۱۹۷۰، بسیاری از بازارها با افزایش عرضه مواجه شدند. بقای شرکتها در شنیدن صدای مشتریان و بخشبندی بازار بر اساس مشخصات و نیازمندیهای آنان بود. این نگرش به بازار محوری معروف است. با این وجود در دههٔ ۱۹۸۰، بسیاری از شرکتها بازارمحوری را ایدئال نیافتند. زیرا که هنوز تفاوتی میان مزایای ایجاد شده آنها برای مشتریان با سایر رقبایشان وجود نداشت و کالاها و خدمات همسانی به آنان ارائه میشد. در اینجا بود که رمز موفقیت در رقابت، تمایز از رقبا و ایجاد ارزشی متفاوت از آنها برای مشتریان معرفی شد. این نگرش را با نام رقابت محوری میشناسند. پس از نگرش رقابت محوری، کسب و کارها بیشتر بر نیازها و خواستههای مشتریان و افزایش رضایت آنان تمرکز کردند که به نگرش مشتری محوری شهره است. نگرش "رابطه محوری "توسعهٔ طبیعی نگرش"مشتری محوری"است. رفته رفته نگاه شرکتها از توجه صرف به رضایت مشتری به سوی "وفاداری مشتری"سوق پیدا کرد. به مرور فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی مدیریت توسعه یافتند و شرکتها خود را در مواجهه با خیل عظیم دادههای مشتریان میدیدند. بحران ناشی از خلاء یک سیستم جامع برای مدیریت این دادههای با ارزش و عدم توانایی شرکتها در استفاده از آن، زمینه ظهور فناوری نوینی به نام سیستم مدیریت ارتباط با مشتری را فراهم کرد.
بسیاری از سیستمهای امروزی به منظور به حداقلرسانی تلاش کاری و سهولت انجام کارها ایجاد شدهاند. یک سیستم ارتباط با مشتری هم اگر به درستی استفاده شود منافع زیادی میتواند برای یک شرکت تجاری به همراه داشته باشد. استفاده از یک سیستم خوب CRM میتواند به معنای بیشتر، سود بیشتر و وفاداری روزافزون مشتریان به آن شرکت باشد؛ ولی جدا از این موارد یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری منافعی با خود به همراه میآورد که گاهی اوقات دیده نمیشوند ولی آنها نیز مهم هستند. این منافع عبارتند از:
یکی از واقعیتهای ناخوشایند بخش این است که حجم کاری بسیار زیاد است. بخش شما و نیروی آنها زمان زیادی را صرف کاغذ بازی میکنند به جای اینکه مشغول به انجام فعالیتهای مربوط به باشند. CRM نمیتواند شلوغی کار را از بین ببرد ولی میتواند قسمتی از آن را به حالت خودکار درآورده و سرعت انجام کارها را بیشتر کند. این به معنای صرفه جویی بیشتر در کار و همچنین سود و کمیسیون بیشتر است.
استفاده از سیستم CRM باعث میشود که بتوانید با سهولت بیشتری کار خود را سازماندهی کنید. همچنین این سیستم باعث میشود که بتوانید چیزهای مختلف را به راحتی دستهبندی کنید تا پیدا کردن آنها آسانتر شود و همچنین چیزی از قلم نیفتد اگر شما به یک مشتری بگویید که پنجشنبه با او تماس میگیرید اگر در سیستم CRM چنین چیزی ثبت شود احتمال فراموشی آن کمتر وجود دارد. سیستم نه تنها میتواند تماس را به شما یادآوری کند بلکه اطلاعاتی هم که به مشتری قول دادهاید در اختیار شما قرار دهد.
بهره مندی از هوش تجاری (Power BI) به همه مدیران کمک میکند تا از طریق بازیابی، گزارشگیری و تحلیل دادهها، بینشی حرفه ای نسبت به جریان های کاری بدست آورند. در نتیجه مدیران می توانند عملکردی اثربخش و مطمئن بدون هزینههای اجرائی زیاد داشته باشند.همچنین با ابزار هوش تجاری یا Power BI به عنوان یک مدیر قادر خواهید بود تا آنالیزها را در قالب گزارشات متعدد دریافت کنید و عملکرد مدیریتی خود را بالا ببرید.
یک بازی تعاملی بهشمار میرود و حتی اگر عضو تیم نیستید باید با سایر اعضای تیم در تماس باشید و اطلاعات مختلف را با هم به اشتراک بگذارید از جمله روند پیشرفت سرنخ در قیف . CRM میتواند اکثر این ارتباطات را به صورت خودکار انجام دهد و اطلاعات مختلف را در اختیار کاربران قرار دهد و همچنین میتواند به اعضای تیم کمک کند برای ایمیلهای عمومی و تماسهای تلفن کلی قالب (Template) یا اسکریپتهای مختلف داشته باشند.
زمانی که در رابطه با محصول خود اطلاعات دارید میتوانید با سرعت بیشتری سرنخهای ایجاد کنید و سیستم مدیریت ارتباط با مشتری پیدا کردن اطلاعات مورد نیاز را برای شما آسانتر میکند و شما بهتر میتوانید سؤالات مشتریان بالقوه را پاسخ دهید و در وقت برای پیدا کردن اطلاعات صرفهجویی کنید.
سیستم CRM به شما کمک میکند در طبقهبندی کردن اطلاعات مشتری و تماسها و تمامی موارد مشابه نظم داشته باشید. با آنکه حافظه بعضی از افراد بسیار قوی است ولی باز هم کسی نمیتواند همه اطلاعات را به یاد داشته باشد.
تنها این امر برای مدیران نیست بلکه تمامی اعضای تیم باید در رابطه با عملکردشان رکوردی در اختیار داشته باشند و عملکرد خود را در ماههای بعدی پیشبینی کنند. CRM میتواند اطلاعات لازم برای پیگیری عملکرد شما را در اختیارتان قرار دهد و با گزارشهای دقیق در رابطه با عملکردهای روزانه و ماهانه شما اطلاعات خوبی فراهم کند.
با استفاده از سیستم CRM میتوان تمامی موارد مربوط به سفارش خدمات را در سازمان پشتیبانی کرد از مواردی نظیر قیمتدهی به مشتری و پردازش آن گرفته تا گرفتن سفارش و مشخصسازی بهترین فرد برای برخورد با مشتری.
تیم میتوانند با آنالیز دادههای CRM امکان پیشبینی میزان و درآمد تخمینی کلی را در اختیار داشته باشند.
استفاده از CRM باعث میشود نیازهای مشتریان شناسایی شده و پاسخ مناسب برای نیازهای فعلی و آینده مشتریان در نظر گرفته شود.
CRM (Customer Relationship Management) یا مدیریت ارتباط با مشتریان در تعریف به معنای تمامی فرآیندها، تکنولوژی ها و منابع انسانی است که به جذب، توسعه و نگهداشت مشتریان کمک می کنند.
Harvard Business Review بیان کرده که شرکت های موفق در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری پیش از تصمیم به پیاده سازی چهار سوال را از خود پرسیده اند:
– آیا از منظر استراتژیک در حال حاضر پیاده سازی CRM برای من اهمیت دارد؟
– دردهای سازمان من کجا هستند؟
– اکنون سازمان به مدیریت دقیق اطلاعاتش نیاز دارد؟
– بعد از پیاده سازی چه می خواهیم بکنیم؟
همچنین HBR بیان نموده که در آینده CRM از داده ها برای پیشبینی استفاده کرده و تبدیل به یک ابزار پرواکتیو می شود. و ندگانی رشد خواهند کرد که بتوانند از این دستیار رباتیک خود استفاده کنند.
بازاریابی بانک اطلاعاتی مزایای قانع کننده ای را ارائه میدهد، اما برای موفقیت در این زمینه، بازاریابان باید چالش ها را نیز درک کنند.
مراقب این چالش های دیتابیس مارکتینگ باشید:
پرکاربردترین نوع بازاریابی که بازاریابان فعالیتهای تجاری و ارائهدهندگان خدمات از آن استفاده میکنند، بازاریابی پایگاه دادههاست که بهطور معمول و به آسانی بسیاری اطلاعات مشتریان نظیر بانکها، هتلها، شرکتهای مسافرتی هوایی، نوع بیمه، کارت اعتباری و شرکتهای تلفن مورد استفاده آنها را جمعآوری میکند. انواع دیگری از شرکتها که در بهترین موقعیت برای سرمایهگذاری در روابط با مشتری قرار دارند شرکتهایی مانند جی ای و آمازون دات کام هستند که محصولات مختلف و بیشتری برای عرضه میکنند یا شرکتهایی هستند که احتیاجات مشتریانشان در سطح بالایی تفکیکشده است و یا مشتریانی که برای آنها ارزش بسیار متمایزی دارند.
خردهان کالاهای بستهبندیشده و شرکتهای مصرفکننده کالاهای بستهبندیشده بهندرت بازاریابی پایگاه دادهها را به کار میگیرند، با این همه برخی شرکتها نظیر کرافت، کوآکر آتس، رالستون پیورینا و نابیسکو برای نامهای تجاری مشخص پایگاه داده ایجاد کردهاند. هنگامیکه مدیریت روابط با مشتری به موفقیت رسید برخی فعالیتهای تجاری آن را تقدیر کردند که شامل شرکتهایی نظیر شرکت کرایه اتومبیل انترپرایزرنت-اِ- کار، پایونیرهای -برد سیدز، شرکت سرمایهگذاری فیدلیتی، لکسوس، این توایت و کپیتال وان میشوند. ما صرف نظر از قید کردن جنبههای مثبت بازاریابی پایگاه دادهها، باید جنبههای منفی آن را نیز در نظر بگیریم. پنج مسئله مهم شرکتها را در بهکارگیری مؤثر در مدیریت روابط با مشتری بازمیدارد:
همانگونه که میدانید پایگاه داده یکی از منابع ارزشمند هر کسب و کاری محسوب میشوند. زیرا ردیابی مشتریان برای ارائهی پیشنهاد، محصولات و به تبع آن افزایش سود و جذب مشتریان جدید به کمک اطلاعات موجود در پایگاه داده یا بانک اطلاعاتی کسب و کارها به راحتی میسر میشود. به همین دلیل است که بازاریابی پایگاه داده هنوز هم یکی از شیوههای قدرتمند بازاریابی است. در ادامه این مطلب سعی کردهایم نکات باورنکردنی را در ارتباط با بازاریابی پایگاه داده برای شما گردآوری کنیم.
یکی از مهمترین نکاتی که در بازاریابی پایگاه داده باید مد نظر قرار گیرد، انتخاب فرمت مناسب برای دادهها است. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که استفاده از ابزارها و نرمافزارهای مناسب یکی از پراهمیتترین بخش تنظیم بانک اطلاعاتی مشتریان کسب و کار شما است. زیرا توجه به این نکته ضروری است که پایگاه داده باید با انواع سختافزارها قابل استفاده باشد. یعنی بانک اطلاعاتی مشتریان شما نباید وابسته به سخت افزار یا سیستم عامل خاصی باشد تا هرگز از بین نرود.
نکته مهم دیگری که در ارتباط با بازاریابی پایگاه داده باید مد نظر قرار گیرد طبقهبندی و سازماندهی مناسب آن است. توجه داشته باشید که تمام تماسهایی که در پایگاه داده ثبت میشوند، نمیتوانند برای کسب و کار مشتری بالقوه تلقی شوند. از این رو سازماندهی مناسب و طبقهبندی و گروهبندی تماسهای ورودی میتواند تاثیر به سزایی برای عملکرد اثربخش استراتژی بازاریابی داشته باشد.
همانگونه که میدانید انتخاب بیان و لحن مناسب یکی از مهمترین نکاتی است که در بازاریابی پایگاه داده باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین پس از گروهبندی مشتریان، متن پیام مناسبی برای هر گروه باید تنظیم شود. زیرا معمولا همه افرادی که در یک گروه قرار میگیرند خصوصیات احساسی و اخلاقی خاصی دارند که انتخاب لحن مناسب میتواند نقش موثری در پیشبرد بازاریابی احساسی مشتریان داشته باشد.
تعیین چشمانداز باعث میشود که در هر مرحله از و بازاریابی محصولات همواره تمامی مشتریان مد نظر قرار گیرند. توجه به تمامی مشتریان از قشرهای مختلف و برخورد با آنها طبق چشمانداز تاثیر به سزایی در موفقیت استراتژی بازاریابی و کسب و کار شما خواهد داشت.
ممکن است فاصله زمانی نسبتا طولانی بین تماس با مشتریان و تکمیل فرآیند آنها باشد. اما به عنوان یک بازاریاب یا مدیر هرگز نباید از این امر دلسر شوید. بلکه با برقراری تماس مداوم با مشتریان و پیشنهاد محصولات جدید به آنها همواره به آنها یادآوری کنید که در صدد راحتی هر چه بیشتر آنها تلاش میکنید و برایشان ارزش قائل هستید.
تجزیه و تحلیل فعالیتهای مربوط به فرآیند بازاریابی تاثیر به سزایی در رشد و بهبود فرآیند بازاریابی کسب و کار شما خواهد داشت. زیرا تدوین استراتژی بازاریابی پایگاه داده از روی نرخ تماس با مشتریان و فرکانس ورودی سایت و … رابطه مستقیمی دارد. بنابراین با تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده از فعالیتهای بازاریابی میتوانید گام موثری در راستای تحقق اهداف بازاریابی خود داشته باشید.
تجزیه و تحلیل فعالیتهای مربوط به فرآیند بازاریابی پایگاه داده تاثیر به سزایی در رشد و بهبود فرآیند بازاریابی کسب و کار شما خواهد داشت.
متاسفانه بسیاری از صاحبان کسب و کارها به اشتباه فکر میکنند که پایگاه داده فقط باید شامل اطلاعات مشتریانی باشد که خود را تکمیل کرده و یا تماس تلفنی داشتهاند. اما به منظور موفقیت در پیشبرد استراتژی بازاریابی پایگاه داده همواره باید این نکته مد نظر قرار گیرد که تمام فالورهای شبکههای اجتماعی و کسانی که در کمپینها و مسابقات مربوط به کسب و کار شما شرکت میکنند نیز میتوانند در گروه مشتریان بالقوه شما قرار گیرند که میتواند به بالفعل تبدیل شود.
به یاد داشته باشید که هر چه اطلاعات جمعآوری شده کاملتر و جزئیتر باشند پیشبرد استراتژی بازاریابی شما سادهتر خواهد بود. داشتن نام، شماره تلفن، ایمیل و جمله کوتاهی در مورد علاقمندیهای مشتریان میتواند بازاریابی پایگاه دادهای شما را تسهیل نماید. بنابراین از تمام توان خود برای جمعآوری اطلاعات صحیح مشتریان از کانالهای ارتباط با مشتری خود استفاده کنید.
ابزارهای مختلفی برای مدیریت پایگاه داده موجود هستند. اما در هر زمینهای که فعالیت میکنید باید بهترین و مناسبترین ابزارهای موجود را برای مدیریت پایگاه داده خود استفاده کنید که در صورت عوض شدن مسئول مربوطه، دسترسی به این اطلاعات و ویرایش و به روز رسانی آنها به سادگی امکان پذیر باشد و شما را با هزینههای گزافی رو به رو نکند.
مشتریان فعلی شما مهمترین و غنیترین منبع برای کسب و کار شما هستند. حتی اگر این مشتریان مدت بسیار طولانی است که از شما نکردهاند نیز سعی کنید با آنها در تماس باشید. این کار باعث یادآوری نام برند شما برای آنها شده و احساس توجه و قدردانی برای آنها فراهم میکند.
پایگاه داده مخزن مجموعه ای از فایل ها یا جداول است. فایل ها حاوی تعدادی رکورد یا ردیف های جدول هستند که به نوبه خود حاوی زمینه های مختلف یا ستون های جدول است. هر فایل حاوی اطلاعاتی در مورد یک موضوع مانند مشتری، ، محصولات و غیره است.
مراحل ذکر شده در زیر برای ایجاد و نگهداری یک پایگاه داده مشتری دنبال می شوند.
پایگاه داده باید همیشه دقیق و به روز باشد.
به طور عمده دو نوع داده CRM وجود دارد: اولیه و ثانویه. داده های اولیه، برای اولین بار جمع آوری می شود. داده های ثانویه هم قبلا جمع شده است. داده های اولیه توسط ابزارهای معمولی نظیر انجام نظرسنجی، برگزاری مسابقات مهارتی، دعوت از مشتریان برای اشتراک خبرنامه یا ثبت و غیره جمع آوری می شوند.
نرم افزار CRM از معماری پایگاه داده اطلاعاتی استفاده می کند که شامل جداول با سطر و ستون است. جداول در جداول دیگر با شماره شناسایی منحصر به فرد در فیلدID ذخیره شده و به کلید اولیه متصل می شود.
امروزه بسیاری از سیستم های مدیریت پایگاه داده موجود در بازار وجود دارند. برخی از آنهایی که محبوب هستند عبارتند از Microsoft’s SQL server، مایکروسافت، اوراکل، DB2 از IBM و غیره. این سیستم ها در به روز رسانی و مدیریت پایگاه داده کمک می کند.
پلتفرم سخت افزاری که پایگاه داده در آن قرار دارد، بر اساس عوامل زیر انتخاب می شود:
داده های CRM باید دارای ویژگی های زیر باشند:
انبار داده ها مخزنی از داده های مربوط به مشتری، از پایگاه داده های مختلف است. این مخازن می تواند تا چند ترابایت باشند.
تعداد زیادی از کسب و کارهای جهانی که از کشورهای مختلف کار می کنند حجم زیادی از داده ها را تولید می کنند. این داده ها نیاز به تبدیل شدن به اطلاعات مفید دارند تا برای عملیات و تجزیه و تحلیل بیشتر آماده شوند. انبار داده ها کارهای زیر را انجام می دهد:
این نسخه کوچکتر از یک انبار داده است که به یک کسب و کار یا عملکردی خاص هدایت می شود. پروژه های data mart، هزینه کمتری نسبت به پروژه های انبار داده ها دارند، زیرا حجم داده ها کوچکتر است و توابع مورد استفاده در آن خاص هستند. هزینه ها، زمان و تلاش هایی که برای رسیدگی به چنین داده هایی نیاز است کمتر است.
پس از شناخت انواع مختلف CRM، ما متوجه خواهیم شد که کدام CRM در رابطه با پایگاه داده مشتری است.
CRM تحلیلی ارتباط نزدیکتری با پایگاه داده های مشتری دارد و CRM استراتژیک به آن مرتبط نیست.
با دیتابیس مارکتینگ میتوان بهطور گستردهای در هزینههای تبلیغاتی صرفهجوئی کرد، زیرا با اطلاعات بهدستآمده از پایگاه دادهها میتوان پیامهای مناسب را به مخاطبان مناسب رساند. اما برای اجرای بازاریابی پایگاه داده باید برنامه طراحی و اجرا شود. ایجاد پایگاه داده بازاریابی و استفاده از اطلاعات بهطور مؤثر کار سادهای نیست. برای اجرای این روش تعهد سازمانی لازم است. از مدیران ارشد، و بازاریابی تا کارمندان و یا دریافتکنندگان سفارشات باید به اجرای برنامه دیتابیس مارکتینگ متعهد باشند.
چهار دلیل اصلی برای شروع بکار گیری بازاریابی پایگاه داده وجود دارد. این دلایل عبارتاند از: بهبود سودآوری، افزایش ، بهبود ارتباطات با مشتریان و بهبود محصول.
استراتژیهای که برای دستیابی به این اهداف وجود دارد عبارتاند از:
برای بهبود سودآوری: یکی از مزایای بازاریابی پایگاه داده، توانایی متمرکز کردن تلاشهای بازاریابی و تخصیص منابع بهگونهای است که باعث افزایش کارایی و افزایش حاشیه سود شود.
برای بهبود توسعه محصول: با داشتن یک پایگاه داده مشتریان، شما باید بتوانید بهطور منظم با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید تا اطلاعات مربوط به نوع بهبودی که آنها دوست دارند در محصولات یا برنامههای شما مشاهده کنند جمعآوری کنید. به همین ترتیب، اگر شما یک پایگاه داده در مورد مشتریان احتمالی داشته باشید، خوب است که با این مشتریان بالقوه صحبت کنید تا تعیین کنید که چرا آنها تمایل ندارند محصولات یا خدمات شما را اری کنند. شما همچنین میتوانید نظرسنجیهایی را از طریق تلفن و یا پست الکترونیکی بهصورت منظم انجام دهید.
در تعریف بازاریابی، بازار (Market) اولین دایره مشتریان شما است و سپس مدلهای دیگری از بازار مطرح میشوند که در ادامه هر یک را به صورت خلاصه معرفی میکنیم. توجه داشته باشید که این تعاریف به صورت کلی برای علم بازاریابی تعریف شدهاند و صرفا مربوط به مسائل دیجیتال نیستند اما در این مقاله سعی شده بیشتر مدلهای مربوط به دیجیتال مارکتینگ آنها بررسی شوند.
بازار یا Market اولین خط از انواع بازار است که در بسیاری منابع اصلا تعریف نمیشود زیرا دامنه افراد حاضر در آن به تعداد تمامی انسانها بوده و هیچگونه هدفمندی در آن دیده نمیشود.
بازار بالقوه یا Potential Market دومین خط از بازار است و شامل آن دسته افرادی است که در حال حاضر مشتری خدمات یا محصول شما نبوده اما ممکن است در آینده مشتری شما نیز شوند. یکی از مرسومترین مثالها برای این بازار به سن افراد بر میگردد. برای مثال شما برای دانشجویان محصولاتی را آماده کردهاید و آنها بازار اصلی شما هستند اما دانشآموزانی که آماده ورود به دانشگاهها هستند، بازار بالقوه شما را تشکیل میدهند.
بازار آماده یا Available Market سومین خط از بازار بوده و شامل افرادی است که هم شما قصد دارید از محصولتان استفاده کنند و هم آنها قصد دارند از محصول و یا خدمات شما استفاده کنند. برای مثال وقتی شما نده کفش باشید طبیعتا قصد دارید افرادی که به دنبال کفش هستند از شما کنند. در عین که شما به دنبال ار هستید، عدهای هم کفش نیاز دارند و آنها هم تمایل به استفاده محصول شما دارند. در این بازار کسانی که بهدنبال کفش هستند، بازار آماده شما بهحساب میآیند.
بازار هدف یا همان Target Market که مورد بحث این مقاله است، افرادی را شامل میشود که شما قصد دارید محصول و یا خدماتتان را برای آنها ارائه دهید. برای مثال وقتی شما قصد دارید یک قالب مربوط به وردپرس را به برسانید، مدیران سایتهای وردپرسی، بازار هدف شما را تشکیل میدهند.
بازار تحت نفوذ یا Penetrated Market شامل افرادی است که به محصول یا خدمات شما علاقه داشته و یک موفق از شما داشتهاند. برای مثال شما از طریق اینترنت کتاب میید. کسانی که به کتاب علاقه داشته و از طریق سایت شما انجام میدهند جامعه مشتریان شما را تشکیل داده و همچنین بازار تحت نفوذ شما نیز هستند.
بازار هدف شما درست افرادی هستند که به سرویس شما نیاز دارند
در یک تعریف ساده بازار هدف (Target Market) را میتوان میتوان مشتریانی دانست که شما میخواهید برای آنها محصول و یا خدماتی را ارائه کنید. بازار هدف شما درست افرادی هستند که به محصول و یا خدمات شما نیاز دارند. شما وقتی در برنامه استراتژی خود، راههای تولید یک محصول را درنظر میگیرد، و یا خدماتی که میخواهید ارائه دهید را لیست میکنید، تمامی افرادی که به خدمات شما نیاز دارند، بازار هدف شما هستند. برای مثال وقتی یک گاه اینترنتی برای ساعت راهاندازی کرده باشید، تمامی افرادی که به دنبال ساعت هستند بازار هدف شما بوده و باید در مرحله بعد با استفاده از روشهایی آنها را ار خود کنید.
همانطور که مطرح شد وقتی در یک حوضه فعالیت میکنید کسانی که به خدمات شما نیاز دارند، بازار هدف شما را تشکیل میدهند اما این بازار هدف میتواند دارای حالتهای مختلفی باشد. بازار هدف اولیه درست کسانی هستند که طبیعتا به خدمات شما نیاز دارند، اما بازار هدف دیگری به نام بازار هدف ثانویه وجود دارد که با اینکه در ظاهر شاید نخواهند از خدمات شما استفاده کنند، اما میتوانند در دسته بازار هدف ثانویه شما قرار بگیرند. یک مثال مرسوم برای تعریف بازار هدف اولیه و ثانویه، مربوط به زن و شوهر ها میشود. افرادی که ازدواج کردهاند، نمونهای خوبی از این دو مدل بازار هدف هستند.
فرض کنید شما نده طلا و جواهرات هستید. پس زنهای میانسال بازار بخش اصلی بازار هدف شما هستند و آن را بازار هدف اولیه معرفی میکنیم. اما این بازار طرف دیگری نیز دارد. مردهای میانسال که شوهران همان زنها هستند ممکن است بخواند برای مناسبتی، برای همسر خود طلا رای کنند. پس مردان میانسال هم بازار هدف ثانویه شما هستند.
درباره این سایت